شما دینتان را فروختید و ما خریدیم!
بانوی باحجابی داشت در یکی از سوپرمارکتهای
زنجیرهای در فرانسه خرید میکرد؛ خریدش که تمام شد برای پرداخت رفت پشت صندوق. صندقدار زنی بیحجاب و اصالتاً عرب بود.
صندوقدار نگاهی از روی تمسخر به او انداخت و همینطور که داشت بارکد اجناس را میگرفت اجناس او را با حالتی متکبرانه به گوشه میز میانداخت.اما خواهر باحجاب ما که روبنده بر چهره داشت خونسرد بود و چیزی نمیگفت و این باعث میشد صندوقدار بیشتر
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان ۱۳۹۲ ساعت 9:35 توسط دياكو
|